دوره آموزشی انتقال تجارب تبلیغی متن کامل بیانات حجت الاسلام والمسلمین رفیعی

ادامه نوشته

مداحی که حضرت زهرا(س) به او سفارش خواندن روضه علی اصغر(ع) داد+ فیلم حاج مرزوق

ادامه نوشته

پاي منبر حجت‌الاسلام دكتر ناصر رفيعي هميشه شلوغ است



 يكي از پرطرفدارترين منبري‌هاي اين روزهاي كشور است كه زياد مصاحبه نمي‌كند. كلامش مستدل، گرم و گيراست. هر كسي كه پاي منبرش بنشيند مي‌فهمد كه براي سخنراني‌هايش زياد مطالعه مي‌كند. حجت الاسلام و المسلمين ناصر رفيعي استاد دانشگاه است اما از سال‌ها قبل كار ويژه‌اي روي منبر و سخنراني انجام داده است و نگاه تخصصي به آن دارد. 

 
اگر اجازه دهید بدون مقدمه از سؤالی شروع کنیم که برای خیلی ها مطرح است و آن این است که منبر رفتن شغل هست يا نه؟ 

ادامه نوشته

بــاز آ و اشـک دیـــدۀ مـا را نگـاه کن

 بــاز آ و اشـک دیـــدۀ مـا را نگـاه کن
ســـوز درون و حـــال دعــا را نگاه کن

ما را سعادت نگهت گر به دیده نیست
چشم خـــدا! بیــا و تــو مـا را نگاه کن

ای باغبـــانِ بـــاغ شهــــادت بیـا بیــا
گل‌هــای سـرخ کـرب و بلا را نگاه کن

یــا نیــزه را ستــان ز کـف نیزه‌دارهــا
یــا رأس سیــدالشهــدا را نگــاه کــن

در مـوج بحـر عکسِ لبِ تشنگـان ببین
بــر روی خــاک، خـون خـدا را نگاه کن

یکدم به سوی علقمه‌ بگشای چشم خویش
مشک تهـی و دسـت جدا را نگاه کن

سرها به حال سعی بـه بالای نیزه‌ها
ای نــور چشـم مـروه! صفا را نگاه کن

رقصِ ‌زنان و نوک سنان و سـر حسین
بـاران سنـگ و شــام بــلا را نگـاه کن

چـوب و شـراب و آیـۀ قـرآن و لعـل لب
بـزم یزیــد و طشت طـلا را نگــاه کـن

«میثم» دعـا بـرای ظهـور تــو می‌کند
این خسته‌جانِ بی سر و پا را نگاه کن

هفت مصیبت شام از زبان امام سجاد(ع)

ستمگران در شام اطراف ما را با شمشیرهای برهنه و استوار کردن نیزه ها احاطه کردند و بر ما حمله می کردند و کعب نیزه به ما می زدند و در میان جمعیت بسیار نگه داشتند و ساز و طبل می زدند.
در روایتی امام سجاد(علیه السلام) به نعمان بن منذر مدائنی فرمود: در شام هفت مصیبت بر ما وارد آوردند که از آغاز اسیری تا آخر، چنین مصیبتی بر ما وارد نشده بود:

ادامه نوشته

اصابت تير به گلوي علي اصغر(ع)

در صحنه كربلا، آيا آن معجزه كه هنگام اصابت تير به گلوي علي اصغر شش ماهه، قطره اي خون به زمين نرسيد، حقيقت دارد؟

پاسخ: از مصائب بزرگ روز عاشورا و از حوادث مسلّم اين روز، شهادت طفل شيرخوار امام حسين است كه سپاه عمرسعد با كمال بي‎رحمي او را به شهادت رساند و جنايت نابخشودني ديگري بر جناياتشان افزودند.
دربارة چگونگي شهادت طفل شيرخوار، از جمع‌بندي آنچه در منابع كهن آمده است مي‌توان دو قول را به دست آورد:

ادامه نوشته

روضه حضرت عباس رو تا به حال خودتون خوندید ؟

بسم الله الرحمن الرحيم


تا به حال روضه حضرت عباس رو از زبان مداحان زیاد شنیدیم و اشک ریختیم ، امشب شب تاسوعاست...

 گفتم امشب من خودم از مقتل برای خودم روضه بخونم ، امشب می خوام روضه خون باشم ، باسبک خودم ، برای عباس علمدار ....

دوستان متن مقتل رو در ادامه نوشتم، ببینید میتونید روضه خون خوبی باشید ؟

صدوق در کتاب خصال از زین العابدین(ع) نقل می کند که فرمود:


ادامه نوشته

شیخ کاظم سبتی و مصیبت حضرت عباس(ع(

صاحب کتاب مقتل الحسین(ع) می نویسد: دانشمند بزرگ شیخ کاظم سبتی برای من نقل کرد که: یکی از علمای برجسته و مورد اطمینان نزد من آمد و گفت: من رسول و فرستاده حضرت قمربنی هاشم(ع) هستم و افزود: من آن حضرت را در خواب دیدم، به من فرمود: چرا شیخ کاظم سبتی مصیبت مرا نمی خواند؟ عرض کردم: من همواره می شنوم که شیخ کاظم، مصیبت شما را می خواند. فرمود: به شیخ کاظم بگو این مصیبت را بخوان و بگو هرگاه سوار کاری از پشت اسب بر زمین سقوط کند و دست هایش قطع شده باشد، چگونه و با چه سختی به زمین برخورد خواهد کرد.
منبع:مقتل الحسین(ع)مقرم،ص326

متن روضه حضرت عباس علیه السلام-حاج محمد رضا طاهری

چه خبره امروز حرم عباس،آه نكشی،بخدا قسم همین كه دلت هوای اونجا میكنه،اشكت جاری میشه،محاله اسمت رو جزو زائرها ننویسند،محاله،این پیرهن ها این شالها نشونه ی اینه كه ما در خونتیم.گفت:تو تبریز دو تا لااُبالی بودن،اومدن تو مجلس ،شب تاسوعاست،سینه زنها سینه میزدن،این دو تا هم اومده بودن،تو حسینیه،فقط مسخره میكردن و میخندیدن،سینه زن سینه میزد مسخره میكرد،بلند گریه میكرد،مسخرش میكرد،میون دار رو مسخره میكرد،مداح رو مسخره میكرد،اومدن برن،دم در پاشون خورد به استكان نعلبكی های روضه امام حسین،برداشت از زمین،برد تا دم چایخونه گذاشت و رفت،

ادامه نوشته

اصابت تیر به چشم مقدس حضرت ابالفضل(ع)

مرحوم سید محمد ابراهیم قزوینی متوفای سال1360 هجری در صحن مطهر حضرت عباس (ع) امام جماعت بود و مرحوم آقا شیخ محمد علی خراسانی متوفای سال 1383 هجری که واعظی بی نظیر بود، بعد از نماز ایشان به منبر می رفت. 
یک شب مرحوم واعظ خراسانی مصیبت حضرت ابالفضل(ع) را خوانده و از اصابت تیر به چشم مبارک آن حضرت یاد کرده بود، مرحوم قزوینی که سخت متاثر شده و گریه کرده بود به ایشان گفته بود چنین مصیبت های سخت را که سند خیلی قوی هم ندارند را چرا می خوانی؟

مرحوم قزوینی شب در عالم رویا به محضر مقدس حضرت
ابالفضل(ع) مشرف شده و آقا حضرت ابالفضل (ع) خطب به ایشان فرموده بود، سید ابراهیم! آیا تو در کربلا بودی که بدانی روز عاشورا با من چه کردند؟ پس از آنکه دو دستم از بدن جدا گردید دشمن مرا تیر باران کرد در این زمان تیری به چشمم رسید هرچه سرم را تکان دادم تیر بیرون بیاید، بیرون نیامد و عمامه از سرم افتاد، زانو ها را بالا آوردم  خم شدم که به وسیله دو زانو تیر را از چشم بیرون بکشم ، ولی دشمن با عمود آهنین به سرم زد.
منبع:چهره درخشان قمربنی هاشم(ع)ج1ص235

حدیث روز/ آیا خدا برای شهادت علی‌اصغر به امام حسین(ع) تسلیت گفت؟

می‌گویند در تنها مصیبتی که از عالم بالا و از سوی خداوند متعال به امام حسین(ع) تسلیت گفته شد، مصیبت حضرت علی اصغر(ع) بود.
مشرق- در ارتباط با نحوه شهادت فرزند شیر خوار امام حسین(ع) "عبد الله رضیع یا علی اصغر" چند نقل وجود دارد، از جمله:

الف. ایشان خطاب به خواهرشان زینب (س) فرمودند: فرزند کوچکم را به من بده تا با او خداحافظی کنم. سپس او را گرفته و برای بوسیدنش خم شد که ناگاه حرمله با تیری او را هدف قرار داده و تیرش به گلوی آن شیرخوار اصابت کرده، او را به شهادت رساند.
حضرت پس از مشاهده این ماجرا، پیکر این شهید کوچک را به خواهرش زینب داده و سپس دو دستان خود را پر از خون فرزندش کرده و آن را به سمت آسمان پاشیده و فرمود: چون در برابر چشمان خدا هستم، تحمل تمام این مشکلات برایم آسان است!

امام باقر (ع) فرمودند: از خون پاشیده شده به طرف آسمان، قطره ای به زمین برنگشت. [1]

شاید برخی صاحبان ذوق، برنگشتن خون این طفل شیرخوار را نشانه تسلیت پروردگار به امام حسین (ع) ارزیابی کرده باشند.

ب. امام حسین(ع) متوجه شد که فرزند کوچکش از تشنگی بی­تاب و گریان شده و به همین دلیل او را در مقابل سپاه دشمن بر فراز دستان خود گرفته و فرمود: ای مردم اگر به من رحم نمی­کنید، دلتان برای این طفل بسوزد!

در این هنگام یکی از افراد سپاه دشمن، با تیری این کودک را هدف قرار داده و او را به شهادت رساند. امام با دیدن این صحنه، گریان شده و به پروردگار عرضه داشت: خدایا! تو خود بین ما و این گروه که با وعده یاری و کمک، ما را دعوت کرده و اکنون ما را می­کشند، قضاوت کن!

بعد از این سخنان، ندایی از غیب رسید که ای حسین! به فکر کودکت نباش که اکنون دایه­ ای در بهشت در اختیار او بوده و به او شیر خواهد داد. [2]

در صورت پذیرش چنین نقلی، این سخن غیبی را می­توان تسلیتی از جانب پروردگار به امام حسین(ع) دانست.

---------------------
[1] سید بن طاووس، اللهوف فی قتلی الطفوف، ص 117، انتشارات جهان، 1348 ش.

[2] سبط بن جوزی، تذکرة الخواص، ص 227، منشورات الرضی، قم، 1418 ق

ماجرای داش علی مست و روضه حضرت عباس(ع)

صاحب مغازه وقتی از سرقت اموالش مطلع شد، صدا زد: یا اباالفضل! من سقاخانه‌ات را تمیز مى‌کردم، آب مى‌ریختم، مردم را به یاد شما و برادرت حسین(ع) مى‌انداختم، حالا باید دزد مغازه مرا بزند؟ اگر مال من برنگردد، دیگر نه من و نه تو!
به گزارش مشرق به نقل از فارس، روز چهارم شعبان سال بیست و شش هجری است، غنچه لبخند از لبان مبارک امام حسین(ع) دور نمی‌شود، چرا که در این روز علمدار سپاهش، برادر امینش، ماه منیرش حضرت ابوالفضل ‌العباس(ع) پا به عرصه گیتی نهاده است.

به مناسبت میلاد فرخنده این یار صدیق و وفادار اباعبدالله الحسین(ع) بر آن شدیم که برخی از کرامات قمر بنی‌ هاشم را از کتاب «کرامات العباسیه(ع)» تدوین على میرخلف‌زاده نقل کنیم که در ادامه می‌آید:

*ماجرای داش علی مست و روضه حضرت عباس(ع)

ادامه نوشته