آیا آسمان و زمین چهل روز بر مصیبت امام حسین(ع) گریست؟


برخی اشکال می کنند که مگر می شود آسمان و زمین گریه کند! مگر آسمان چشم دارد؟ این با عقل جور در نمی آید. عقل هر انسانی اذعان دارد چیزی که ابزار گریه کردن را ندارد قادر بر گریه کردن نیست.

ادامه نوشته

شیخ حسین انصاریان: دشمنان پول خرج می کنند که مردم را از امام حسین(ع) دور کنند

ای مردم پول خرج کنید و در سر خانه هایتان پرچم امام حسین(ع) بگذارید. این کارها برای دشمنان سنگین است و آنها را دق می دهد. یکی دیگر از کارهایی که انجام می دهند می خواهند ما را از انتظار حضرت امام زمان (عج) جدا کنند.

عقیق: مراسم عزاداری شب آخر ماه محرم با حضور جمعی از عزادارن حسینی در مسجد شهید بهشتی تهران برگزار شد.

به گزارش عقیق در این مراسم پس از سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین شیخ حسین انصاریان یکی از ذاکرین اهل بیت(ع) به روضه خوانی پرداخت.

نکاتی از سخنرانی شیخ حسین انصاریان

- امیرالمومنین(ع) منبر مفصلی درباره قرآن دارند که می فرمایند: قرآن مجید ریسمان خداست. ریسمانی است که سبب اتصال انسان با پروردگار مهربانش است. یک سر این رسیمان گره به ارداه حضرت حق خورده است و سری دیگر در دنیا آشکار شده است که برای انسان ها نجات است و با چنگ زدن به آن، که همان عمل به مفاهیم اش است مارا به پرودگار عالم نزدیک می کند .

ادامه نوشته

دزدي بوسيله نام امام حسين(ع)

  از مرحوم سيد احمد بهبهانى نقل شده : در ايام توقفم در كربلا حاج حسن نامى در بازار زينبيه ، دكانى داشت كه مهر و تسبيح مى ساخت و مى فروخت . معروف بود كه حاجى تربت مخصوصى دارد و مثقالى يك اشرفى مى فروشد.
روزى در حرم امام حسين عليه السلام حبيب زائرى را دزدى زد و پولهايش ‍ را برد. زائر خود را به ضريح مطهر چسبانيد و گريه كنان مى گفت : يا اباعبداللّه در حرم شما پولم را بردند، در پناه شما هزينه زندگيم را بردند. به كجا شكايت ببرم ؟
حاج حسن مزبور حاضر متأ ثر شد و با همين حال تأ ثر به خانه رفت و در دل به امام حسين عليه السلام گريه مى كرد.
شب در خواب ديد كه در حضور سالار شهيدان به سر مى برد به آقا گفت : از حال زائرت كه خبر دارى ؟ دزد او را رسوا كن تا پول را برگرداند.
امام حسين فرمود: مگر من دزد گيرم ؟
اگر بنا باشد كه دزدها را نشان دهم بايد اول تو را معرفى كنم .
حاجى گفت : مگر من چه دزدى كردم ؟
حضرت فرمود: دزدى تو اين است كه خاك مرا به عنوان تربت مى فروشى و پول مى گيرى . اگر مال من است چرا در برابرش پول مى گيرى و اگر مال توست ، چرا به نام من مى دهى ؟
عرض كرد: آقا جان ! از اين كار توبه كردم و به جبران مى پردازم .
امام حسين عليه السلام فرمود:
پس من هم دزد را به تو نشان مى دهم . دزد پول زائر، گدايى است كه برهنه مى شود و نزديك سقاخانه مى نشيند و با اين وضعيت گدايى مى كند، پول را دزديد و زير پايش دفن كرد و هنوز هم به مصرف نرسانده 
حاجى از خواب بيدار مى شود و سحرگاه به صحن مطهر امام حسين عليه السلام وارد مى شود، دزد را در همان محلى كه آقا آدرس داده بود شناخت كه نشسته بود.
حاجى فرياد زد: مردم بياييد تا دزد پول را به شما نشان دهم . گداى دزد هر چه فرياد مى زد مرا رها كنيد، اين مرد دروغ مى گويد، كسى حرفش را گوش ‍ نداد. مردم جمع شدند و حاجى خواب خود را تعريف كرد و زير پاى گدا را حفر كرد و كيسه پول را بيرون آورد.
بعد به مردم گفت : بياييد دزد ديگرى را نشان شما دهم ، آنان را به بازار برد و درب دكان خويش را بالا زد و گفت : اين مالها از من نيست حلال شما. بعد تربت فروشى را ترك كرد و با دست فروشى امرار معاش ‍ مى كرد.

الوقايع و الحوادث : ج 3، ص 334 و حكاياتى از عنايات حسينى : ص 34