روایتی عجیب درباره تاثیر زیارت امام حسین(ع)

ادامه نوشته

ماجراي بوي سيب حرم امام حسين(ع) چيست؟

ادامه نوشته

دوره آموزشی انتقال تجارب تبلیغی متن کامل بیانات حجت الاسلام والمسلمین رفیعی

ادامه نوشته

ابراهیم مجاب، فرزند محمد بن امام موسی کاظم علیه‌السلام

ادامه نوشته

با حسین تا یا حسین یک نقطه کم دارد ولی        

با حسین تا یا حسین یک نقطه کم دارد ولی       

         با حسین بودن کجا و یا حسین گفتن کجا             

دزدی با نام امام حسین علیه السلام

بسم الله الرحمن الرحیم

از مرحوم سيد احمد بهبهانى نقل شده : در ايام توقفم در كربلا حاج حسن نامى در بازار زينبيه ، دكانى داشت كه مهر و تسبيح مى ساخت و مى فروخت . معروف بود كه حاجى تربت مخصوصى دارد و مثقالى يك اشرفى مى فروشد.
روزى در حرم امام حسين عليه السلام حبيب زائرى را دزدى زد و پولهايش ‍ را برد. زائر خود را به ضريح مطهر چسبانيد و گريه كنان مى گفت : يا اباعبداللّه در حرم شما پولم را بردند، در پناه شما هزينه زندگيم را بردند. به كجا شكايت ببرم ؟
حاج حسن مزبور حاضر متأ ثر شد و با همين حال تأ ثر به خانه رفت و در دل به امام حسين عليه السلام گريه مى كرد.
شب در خواب ديد كه در حضور سالار شهيدان به سر مى برد به آقا گفت : از حال زائرت كه خبر دارى ؟ دزد او را رسوا كن تا پول را برگرداند.
امام حسين فرمود: مگر من دزد گيرم ؟
اگر بنا باشد كه دزدها را نشان دهم بايد اول تو را معرفى كنم .
حاجى گفت : مگر من چه دزدى كردم ؟
حضرت فرمود: دزدى تو اين است كه خاك مرا به عنوان تربت مى فروشى و پول مى گيرى . اگر مال من است چرا در برابرش پول مى گيرى و اگر مال توست ، چرا به نام من مى دهى ؟
عرض كرد: آقا جان ! از اين كار توبه كردم و به جبران مى پردازم .
امام حسين عليه السلام فرمود:
پس من هم دزد را به تو نشان مى دهم . دزد پول زائر، گدايى است كه برهنه مى شود و نزديك سقاخانه مى نشيند و با اين وضعيت گدايى مى كند، پول را دزديد و زير پايش دفن كرد و هنوز هم به مصرف نرسانده
حاجى از خواب بيدار مى شود و سحرگاه به صحن مطهر امام حسين عليه السلام وارد مى شود، دزد را در همان محلى كه آقا آدرس داده بود شناخت كه نشسته بود.
حاجى فرياد زد: مردم بياييد تا دزد پول را به شما نشان دهم . گداى دزد هر چه فرياد مى زد مرا رها كنيد، اين مرد دروغ مى گويد، كسى حرفش را گوش ‍ نداد. مردم جمع شدند و حاجى خواب خود را تعريف كرد و زير پاى گدا را حفر كرد و كيسه پول را بيرون آورد.
بعد به مردم گفت : بياييد دزد ديگرى را نشان شما دهم ، آنان را به بازار برد و درب دكان خويش را بالا زد و گفت : اين مالها از من نيست حلال شما. بعد تربت فروشى را ترك كرد و با دست فروشى امرار معاش ‍ مى كرد.



الوقايع و الحوادث : ج 3، ص 334 و حكاياتى از عنايات حسينى : ص 34 .

تلظی به چه معناست؟

میدانی تلظی به چه معناست؟ عرب، برای هر چیزی در هر مرحله از وقوع، یک نام گذاری انجام داده است... جریان تلظی هم برمیگردد به ماهی... ماهی ای که از آب بیرون افتاده باشد...
در لحظه اول، جست و خیز زیادی دارد... و در این لحظه اگر او را به آب برسانند، زنده میماند...
بعد از مدتی هر چند وقت یکبار تکانی و جست و خیزی دارد... گاهی آرام است و گاهی در حال تلاش برای رسیدن به آب... در این حالت، باز هم اگر به آب برسد، زنده میماند...
لحظه های آخر دیگر از یافتن آب نا امید است و تنها، هر از چند گاهی، دهانش آرام باز شده و بسته میشود... خیلی آرام و بی حال... این لحظه، لحظه های آخر ماهیست که به آب بیافتد هم فایده ای ندارد و میمیرد...
حسین(علیه السلام) نزد خیام بازگشت... به یاد کودک شیرخواره اش افتاد... [عبدالله رضیع که نزد ما به علی اصغر معروف است]... کودک را طلب کرد... نایی به تن این ششماهه نمانده بود و تلظی میکرد...
علی اصغر تلظی میکرد...
سخت بود برای حسین...


آیا اربعین مختص به امام حسین علیه السلام است؟

بررسی اجمالی نظر علامه حسینی طهرانی و آیت الله جوادی آملی

امتیاز تشیع نسبت به سایر فرقه ها اطاعت بی چون و چرا از امام معصوم علیه السلام است .

از آنجا که هدف یک شیعه رسیدن به معرفت امام علیه السلام است باید تمام اعمال و رفتار خود را منطبق با اعمال و رفتار امام معصوم علیه السلام قرار دهد تا به آخرین و عالی ترین نقطه شناخت بشری یعنی حقیقت توحید برسد.

یکی از مواردی که اهل علم باید در مورد آن در کلام و سیره ائمه معصوم علیهم السلام به تحقیق بپردازند اینست که آیا اربعین فقط اختصاص به سید الشهداء دارد یا اینکه هر فردی می تواند برای متوفای خود اربعین (چهلم ) برگزار کند؟

ادامه نوشته

شباهت های امام حسین (ع) و قرآن (2)

قرآن کتاب همه زمانها است و هرگز کهنگی در آن راه ندارد ؛ امام حسین (ع) و نهضت الهی اش نیز اسوه ای جاودانه برای همه زمانها ست.

قرآن کتاب فرقان است یعنی به وسیله آن می توان حق را از باطل شناخت ؛ امام حسین (ع) نیز وسیله شناخت حق از باطل است.

قرآن سید الکلام است امام حسین (ع) نیز سید الشهداء است.

قرآن موعظه پروردگار است امام حسین (ع) نیز همواره همگان را (حتی دشمنان خود را در روز عاشورا) موعظه  کرد.

 قرآن مردم را به رشد و کمال هدایت می کند امام حسین(ع)  نیز فرمود من شما را به راه ارشاد دعوت می کنم.

قرآن کتاب حق و یقین است ، امام حسین(ع) نیز مقام یقین داشت همان گونه که در زیارت نامه ایشان می خوانیم.(حتی اتاک الیقین ؛ کامل الزیارات) .

قرآن مقام شفاعت دارد (پیامبر فرمود : قرآن شفاعت کننده خوبی است. نهج الفصاحه )امام حسین (ع) نیز مقام شفاعت دارد .(در زیارت عاشورا می خوانیم : وارزقنی شفاعه الحسین )

قرآن پرچم نجات است؛امام حسین(ع) نیز پرچم هدایت است.

در قرآن هیچ انحرافی نیست ؛درباره امام حسین(ع) نیز می خوانیم :از حق به باطل گرایش پیدا نکرد.

قرآن عزیز است امام حسین "(ع) نیز عزیز است و خود فرمود : هرگز زیر بار ذلت نمی روم.

قرآن ریسمان محکم است ؛ امام حسین (ع) نیز کشتی نجات و ریسمان محکم است.

قرآن همگان را به تسلیم و رضا در برابر خداوند فرا می خواند ؛ امام حسین (ع)  نیز مظهر رضا و تسلیم در برابر قدرت و قضای الهی است.

قرآن  در آیات بی شمار از اقامه نماز سخن به میان آورده است؛  امام حسین (ع) نیز مظهر اقامه نماز است.

قرآن امر به معروف و نهی از منکر می کند ؛امام حسین  (ع) نیز هدف خود از رفتن به کربلا را ، امر به معروف ونهی از منکر بیان فرمودند.

قرآن نور است ؛ امام حسین (ع) نیز نور است.

منبع :مقایسه های معنوی تالیف  آقای محمود اکبری

این بند را حقیر اضافه می کنم :قرآن را در زمان معاویه بر نیزه کردند ؛سر مبارک امام حسین (ع) را هم در زمان یزید ملعون برنیزه کردند.

صلی الله علیک یا مولی یا امام حسین (ع)   

شباهت امام حسین با قران

                     بسم الله الرحمن الرحيم

 1.قران سبب هدايت مردمان است و معجزه خاتم پيغمبران و موجب امتياز حق از باطل است و حسين بن علي سبب هدايت به سوي ايمان و نشانه اي از ايات رحمان و موجب امتياز حق از باطل است

2.قران در ليله القدر نازل گرديد و شب ولادت حسين بن علي مانند شب قدر ملايـکه نازل شدند به امر الهي و روح امين سلام و تهنيت از جانب خدا اورد


3.قران شفاعت کننده است از براي کساني که تلاوت ان را نمايند ومداومت کنند و حسين شفيع است کساني را که او را زيارت کنند يا بر او گريه کنند

4.قران معجزه است به فصاحت و اسلوب معانيش و حسين معجزه است به سر و بدن و خون و خاکش


5.قران هميشه تازه است و کهنه نمي شود وهرچه تکرار کنند ملال نمي اورد و حسين ذکر مصيبتش هميشه تازه است و ملال نمي اورد


6. قران تلاوتش عبادت و شنيدنش عبادت و نظر به سوي ان عبادت است و حسين مرثيه گفتن براي او عبادت و شنيدنش عبادت و نشستن در مجلس عزايش و حزن براو و گريه براو و گريانيدن و تشبه بگريه کننده گانش همه عبادت است



7.قران احکام چندي دارد چون وجوب احترام و ترک هجران و اينکه بدون وضو نباید بهش دست گذاشت و اينکه ان را خريد و فروش نکنند (خريد و فروش قران حرام است) و حسين را نيز احکامي هست موافق ان و لکن به ان عمل نکردند بلکه هتک حرمتش کردند و او را به خاک و خون الودند و دين خود را به قتل او فروختند و در عوض درهم و دينارگرفتند و به خيال حکومت ري که هرگز به دستشان نرسيد اين کار بزرگ را مرتکب شدند



8.قران مشتمل است بر داستان ها و احوالات انبيا و بيان انچه که به انها رسيده و حسين ايت ان قصص و حالات است بالعيان



9.قران اياتش به حسب ظاهر شش هزار ششصد و شصت ايه است و حسين زخمهاي بدنش به منزله ايه است و به روايتي چهار هزار بوده و اگر زخم بر زخم نيز بشمارند و زخم هاي سم اسبان را نيز ملاحظه نماييد به همان ايات قراني رسد



10.قران شامل چهار قسمت است 1=طُولٌ:يعني سوره هاي طولاني 2=ميين : که هر صد ايه را گوييد 3. مثاني: که از ميين کوتاه ترند 4.مفصل : که بعد از سوره محمد هستند بنابر روايت و حسين نيز بر چهار قسمت شد 1. سرش به نيزه ها بسفر شام رفت 2. جسد در کربلا روي خاک ها 3. خونش بر بال مرغان و قسمتي بر بال ملايکه 4.و کوچکترين اعضاي بدنش متفرق در صحراها


11. قران شفا و رحمت است براي مومنين و حسين شفا است از مرضهاي باطني و تربتش شفاست از مرضهاي ظاهري و او رحمت است از براي مومنين که بيشترفوزه هاي ايشان به ان جناب است


12.در قران دوايه مهم بنام ايه الکرسي و ايه نور وجود دارد و در حسين وجود دارد کرسي که معدن علم خداوند استو در او نوري است که هرگز خاموشنشود در ظلمت شب و نه در خاک وخون


13.قران حکيم است که معالجه ميکند قلوب را به هدايت و حسين حکيم است که معالجه کرد جمعي را به هدايت و جمعي را به شفاعت


14.قران ذکر است از براي مومنين و حسين ذکر بود از براي پيغمبر درتمام مدت عمرش و از براي مومنين نيز

 

 

خوشا به حال ما که عباس داریم

از ماه پرسیدند:آیازیباتر از روی تو-چهره ای را خدا آفریده؟

چهره اش گلگون شد و گفت:آیا عباس ابن علی را دیده ای ؟

از ادب پرسیدند:چگونه می توان تو را شناخت؟

گفت:از او که خودرا از او شناختم.

از شجاعت پرسیدند:آیا تا به حال مغلوب شده ای؟

به خاک افتادو گفت؟من که باشم که مغلوب یل ام البنین نباشم.

از عشق پرسیدند:دل در گرو که داری؟

سر به زیر انداخت و با خجالت گفت:او که عاشق ترین است....

دیوانه عباسم

از بهشت پرسیدند:از خاک تو والاتر چیست؟

گفت:آن خاکی که سرمه چشمم می کنم...خاک کربلا.

از باران پرسیدند:تو لطافت و پاکی را از که داری؟

گفت:از لبهای خشکیده سقای کربلا.

از غیرت پرسیدند: کمال توچیست؟

گفت:از آنکه لقب ابوفاضلم.

از مهربانی پرسیدند:مهربان تر از تو کیست؟

آهی کشید و گفت: ای کاش جای بچه های کاروان کربلا بودم و همراه عمو.

از مردانگی پرسیدند: مردانگی را چه می دانی؟

گفت:عباس بودن.

از لبخند پرسیدند:زیبا ترین چیزی که دیدی چه بود؟

گفت؟آن لحظه که اربابم حسین(ع)با دیدن برادر مرا غرق شور و شعف کرد.

و خوشا به حال ما که عباس (ع)داریم.